تبلیغات
هادی اندیشه - باز باران با ترانه یادم آید کربلا را
علی (ع) فرمودند: کسی که خود راگرامی دارد،هوا وهوس را خوار شمارد.

باز باران با ترانه یادم آید کربلا را

چهارشنبه 16 بهمن 1392 01:15 ب.ظ

نویسنده : ali m
ارسال شده در: سروده ها ،

باز باران با ترانه

می خورد بر بام خانه

یادم آید کربلا را

دشت پرشور ونوا را

گردش یک روز غمگین

گرم و خونین

لرزش طفلان نالان

زیر تیغ و نیزه ها را *

باز باران با صدای گریه های کودکانه

از فراز گونه های زرد وعطشان

با گهرهای فراوان

می چکد از چشم طفلان پریشان

پشت نخلستان  نشسته

رود پر پیچ وخمی در حسرت لبهای ساقی

چشم در چشمان هم آرام وسنگین

می چکد آهسته از چشمان سقا

برلب این رود پیچان      باز باران *


باز باران با ترانه

آید از چشمان مردی خسته جان

هیهات بر لب

از عطش در تاب ودر تب

نرم نرمک می چکد این قطره ها

روی لبِ شش ماهه طفلی

رو به پایان

مرد محزوی

دست پرخون می فشاند

از گلوی نازک شش ماهه

بر لب های خشک  آسمان با چشم گریان

باز باران *

باز هم اینجا عطش

آتش شراره

جسمها افتاده بی سر پاره پاره

می چکد از گوشها باران ِخون و

کودکان بی گوشواره

شعله در دامان ودر پا می خلد خار مغیلان

وندرین تفتیده دشت وسینه ها بر پاست طوفان

دستها آماده ی شلاق وسیلی

چهره ها از بارش شلاقها گردیده نیلی

اندراین صحرای سوزان

می دود طفلی سه ساله

پرزناله

پای خسته

دلشکسته

روبروبر نیزه ها خورشید تابان

می چکد از نوک سرخ نیزه ها

برخاک سوزان

باز باران باز باران*

قطره قطره می چکد از چوب محمل

خاک های چادر زینب به آرامی شود گل

می رود این کاروان منزل به منزل

می شود از هر طرف این کاروان هم سنگ باران

آری آری

باز سنگ وباز باران

آری آری

تا نگیرد شعله ها در دل زبانه

تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه

تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی

برفراز خیمه ها برگونه

برمشک ساقی

کاش می بارید باران

کاش می بارید باران

 

شعر از:علی اصغر کوهکن




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: کربلا را یادم آید ، باز باران باترانه ، اشک ساقی ، یادم آید تشنه گان را ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 16 بهمن 1392 01:24 ب.ظ